

تحلیل و نقد بازیهای کامپیوتری
راهنمای مراحل بازیها
ترینر
مراحل ذخیره شده بازی
عکس وپوستر
اخبار بازیها
دانلود بازی کم حجم
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
اگه درخواست ترینر والپر و ... داشتین در قسمت نظر بنویسید حتما براتون میزارم

اطلاعيه هاي سايت :
به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ
خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .
:: نقد
نام بازی:World of Warcraft شرکت سازنده:Blizzard تاریخ پخش:سال 2005 نویسنده:ایمان باز هم از سری بازی ها warcraft محصول شرکت Blizzard.اما این باز متفاوت با بقیه نسخه ها.سبک بازی تغییر کرده(سبک قبلی Strategic بوده و به Role Playing تغییر کرده است).در این بازی شما با انتخاب گروه و شخصیت برای خود وارد دنیای بزرگ و شگفت انگیز Warcraft می شوید و باید با خطراتی که در این سرزمین بزرگ وجود دارد مقابله کنید.باید قدرت بگیرید تا بتوانید بر دنیای Warcraft مسلط باشید و بتوانید هر کاری که می خواهید انجام دهید.دنیایی که درگیر جنگ میان دو گروه خوبی ها و بدی ها است و شما هم می توانید یکی از تعیین کنندگان سرنوشت این جنگ باشید. داستان بازی: حدود ده سال از جنگی که میان نیرو های شیطانی و نیرو های خوب در گرفته بود می گذرد.جنگی که نیرو های شیطانی به راه انداته بودند و می خواستند شهر انسان ها یعنی Azeroth را نابود کنند.اما با اتحاد انسان ها و Elf ها و حتی گروهی از orc ها به نام Tauran جنگ به نفع نیرو های متحد و خوب تمام شد.اما این پایان جنگ نبود.طبل های جنگ باز هم به صدا در آمد و جنگ دیگری آغاز شد اما این بار تنها انسان ها در خطر نبودند بلکه همه در خطر بودند و باید در این جنگ شرکت می کردند تا بتوانند دنیای خود را نجات دهند و به مقاصد خود برسند. گرافیک بازی: سازندگان بازی بر روی گرافیک بازی بسیار دقت کرده اند.همه موارد بسیار زیبا طراحی شده است و جزئیات به خوبی رعایت شده است(مثل امواج رود ها و نور خورشید و غروب خورشید و ...).چهره های متفاوتی هم که برای شخصیت ها وجود دارد تا حدودی خوب طراحی شده است و در طراحی آن ها بسیار دقت شده است.گرافیک دمو بازی هم بسیار خوب و زیبا است و همه چیز مخصوصا چهره بازیکنان بسیار خوب طراحی شده است. صدا گذاری: صدا های شخصیت های بازی بسیار مناسب است.هم چنین موسیقی که در میان بازی پخش می شود هم خوب و مناسب با آن محیط است.از نکات جالب در صدا گذاری این است که شما حتی می توانید صدای خنده و یا گریه خود را نیز بشنوید. امکانات: -امکانات شخصیت ها: شما در بازی می توانید یکی از دو گروه Alliance و Horde را انتخاب کنید و بازی نمایید.گروه Alliance شامل Human,Elf,Dwarf,Gnome و گروه Horde شامل Orc,Tauran,Troll,Undead است.هر کدام از این قبیله و گروهک ها برای خود سربازان و نیرو هایی دارند.در کل انواع سرباز ها و نیرو ها(Class) در بازی: Warrior:جنگجو ها که قدرت زیادی برای جنگیدن دارند و با سپر ها و زره های آهنین خود به جنگ می روند.این گروهک قدرت جادویی ندارد.اما قدرت های جنگی بی نظیری دارد.یک جنگجو عمر(Health) زیاد هم دارد.جنگجو برای استفاده از قدرت از Rage استفاده می کند.Rage هم با جنگیدن پر می شود.جنگجو همه لباس های جنگی را می توند به تن کند.(لباس ها می تواند لباس معمولی زره و یا لباس چرمی و ... باشد.) -برخی از سلاح ها و ... را همه نیرو ها و یا بعضی نیرو ها و گروه ها می توانند یاد بگیرند.مثال: چاقو:همه می توانند یاد بگیرند. چوب دست:Priest و Mage و Warlock می توانند یاد بگیرند. و... همچنین جنگجو می تواند تقریبا از همه سلاح های جنگیدن به جز چوب دست جادویی و عضا(Staff) استفاده کند(یعنی چنگچو می تواند از شمشیر و تبر و گرز و چاقو و تیرکمان استفاده کند) -Paladin:یک Paladin همانند جنگجو است.اما تفاوت های کوچکی هم با آن دارد.Paladin بیشتر از گرز برای جنگ استفاده می کند.عمر زیاد دارد و می تواند جادو نیز داشته باشد(جادویی هایی مثل قدرت بیشتر و بهبود عمر و ...).یک Paladin هم اغلب لباس ها و سلاح های جنگجو را می تواند استفاده کند. -Rogue:این سرباز قابلیت پنهان شدن و دزدی کردن را دارد.عمر متوسطی دارد و به جای جادو از نیرو(Energy) خود استفاده می کند.سلاح این نیرو چاقو است و تقریبا بیشتر لباس ها را می تواند استفاده کند. -Priest:این نیرو قدرت ها متفاوتی دارد که بیشتر مربوط به جادو می شود.مهم ترین قدرت یک Preist امکان جان بخشی است.(یعنی زیاد کردن عمر یا خوب کردن عمر و یا زنده کردن یک فرد و ...).این نیرو بیشتر از جادو های مختلف برای نابود کردن دشمن استفاده می کند.سلاحش گرز و چوب دست جادویی(Wand) و عضا و چاقو است.لباس این نیرو هم لباس معمولی است. و عمر متوسط دارد. -Mage:این نیرو هم بیشتر قدرتش جادو است.عمر کمی دارد و از جادو استفاده می کند.سلاحش عضا است.لباس های معمولی هم می تواند استفاده کند. -Warlock:یک نیرو که تا حدودی به طرف تاریکی رفته است.قدرت این نیرو, نیرو های تاریکی است و از جادو های سیاه استفاده می کند.عمر این گروه متوسط است و از جادو استفاده می کند.سلاح اولیه اش چاقو است و لباس معمولی می تواند استفاده کند. -Hunter:این گروه بیشتر قدرتش شکار و استفاده از تفنگ است.عمر متوسطی دارد و از جادو استفاده می کند.اگر هم قدرت بگیرد می تواند برای خود یک جانور داشته باشد که بسیار قدرمند است.سلاح اصلی این گروه تبر است و تقریبا همه لبسا ها را می تواند استفاده کند. -Druid:نیرویی که می تواند خحود را شبیه جانوران کند.این نیرو عمر متوسی دارد و از جادو استفاده می کند.سلاحش عضا است و لبسا های معمولی استفاده می کند. -Shaman:این نیرو قدرتش جادو است و سلاح اصلی اش گرز می باشد و لبسا معمولی دارد و عمر متوطی هم دارد. شما برای شخصیت خود می توانید چهره و رنگ مو و مدل مو و رنگ پوست و ... انتخاب کنید.هر نیرو جادو و امکانات خاص خود را دارد. برای به دست آوردن وسایل و امکانات شما نیاز به پول دارید.3 واحد پولی در بازی وجود دارد.برنز و نقره و طلا.هر صد برنز برابر با یک نقره و هر نقره برابر با 1 طلا می باشد.از دو راه می توانید پول به دست آورید: 1.جنگیدن و خرید و فروش:شما می توانید با دشمن بجنگید و از پول های آن استفاده کنید و وسایل او را بفروشید.(با کشتن دشمن تجربه هم می توانید به دست آورید) 2.ماموریت:شما می توانید از افراد مختلف ماموریت گرفته و با انجام آن ها پول و وسایل و تجربه(Experience) به دست آورید. تجربه یا Experience برای گرفتن درجه(Level) نیاز است و شما با گرفتن درجه قدرت هایتان مثل عمر و قدرت بدنی و قدرت فکری و ... افزایش می یابد.هر درجه مقدار درجه متفاوتی دارد.هر چه درجه بیشتر باشد تجربه بیشتری هم می خواهد.اگر درجه شما از ده بیشتر شود یک امکان جدید جادویی نیز می گیرید. بازیکن شما دارای کوله پشتی است که می تواند از آن برای حمل وسایل استفاده کند.شما می توانید چند کوله پشتی داشته باشید.چند نوع کوله پشیتی وجود دارد که انواع آن بر اساس رنگ و میزان اندازه آن است. -امکانات خود بازی: شما می توانید شخصیت خود را در همه سرزمین ها با استفاده از کشتی یا شنا کردن و یا راه رفتن و یا استفاده از پرنده ببرید.سرزمین هایی مثلAzeroth (سرزمین انسان ها)که شامل Storm wind و Iron forge ... می شود و یا سرزمین Kalimdor (برای Elf ها) و ... شما بازی را به دو صورت اینترنتی و یا سخات سرور مجازی بازی کنید. در صورتی از سرور بازی اینترنتی استفاده کنید می توانید با دیگر شخصیت ها حرف بنزید(حتی امکان فرستادن پیام خنده و یا خوشحالی و درود و هم دارید) شما می توانید گروه هم تشکلی دهید.وقتی گروه تشکیل می شود تجربه های گرفته شده تقسیم می شود(در ضمن پول هم در صورت تمایل می تواند تقسیم شود).شما می توانید با افراد دیگر در بازی جنگ تک به تک و دوستانه هم انجام دهید. در بازی شهر یا دهکده های زیادی وجود دارد که شما می توانید به آن مکان ها بروید تا خرید و فروش کنید و یا ماموریت بگیرید و یا به سرزمین های دیگر بروید و ... زمان در بازی مشخص است و به هنگام شب همه دنیای Warcraft تاریک شده و به هنگام روز روشن می شود(همانند دنیای واقعی).البته در یک سری از سرزمین ها مانند سرزمین Undead ها همیشه شب است و هیچ نور و صبحی وجود ندارد ولی در سرزمین انسان ها هم شب و هم روز و نور وجود دارد. شما امکان استفاده از نقشه هم دارید که به وسیله آن می توانید همه مکان ها را ببینید و یا یاران و بازیکنان دیگر را پیدا کنید.نقشه بازی می تواند نقشه شهری که شما هستید باشد و یا نقشه آن سرزمین و یا نقشه کامل دنیای Warcraft. در کل این بازی یکی از بازی های زیبا در سبک خود است و در رده بهترین بازی های جهان قرار دارد. |
سلام
قطعا امروزه اکثر بازی کننده ها Prince of Persia را تجربه کرده اند و يا حد اقل همه ی آنها اسم آن را شنیده اند.
پيش از آنكه به بررسي جديدترين نسخه از سري بازي هاي Prince of Persia بپردازيم ، بهتر است نگاهي كوتاه و گذرا به تاريخچه اين بازي در گذشته بياندازيم: :
Prince of Persia 1989: در حالي كه همگان در اين سال ها يگانه دستگاه بازي موفق را آميگا 500 مي دانستند و افراد معدردي صاحب رايانه بودند ، اين بازي براي آميگا و كاميپيوترهاي شخصي آن زمان روانه بازار شد. نسخه آميگاي اين بازي از گرافيك ، كنترل و نرمش حركات بالاتري از نسخه رايانه آن برخوردار بود . داستان بازي در مودد شاهزاده اي پارسي مي گذشت كه به زندان افتاده و قصد رهايي از زندان را داشت. اين بازي كه اولين پروژه جدي فردي جوان به نام Jordan Mechner بود مورد استقبال بالايي قرار گرفت و در آن دوران حدود بيش از دو ميليون نسخه فروش داشت. اين بازي حالتي ماجراجويانه داشت و در طول بازي با معماهاي زيادي مواجه مي شديد.
Prince of Persia 2 The Shadow & The Flame 1993 : بعد از آنكه نسخه نخستين مورد استقبال بسيار بالايي قرار گرفت ، سازندگان نسخه دوم آن را چهار سال بعد در اختيار علاقه مندان قرار دادند هرچند كه گرافيك بازي از پيشرفت قابل ملاحظه و چشمگيري برخوردار بود و محيط اطراف از تنوع بيشتري بهره مي برد ، اما بر خلاف فروش بسيار بالا نتوانست رضايت طرفدارانش را جلب كند و به عقيده بسياري از كارشناسان و بازيكنان هرچه قدر كه موارد مختلف در اين نسخه پيشرفت كرده بود اما هيجان حاكم بر آن افت كرده و به هيچ عنوان قابل مقايسه با نسخه اوليه نبود.
Prince of Persia 3D 1999: در اين سال ها بازي هاي سه بعدي شديدا مورد استقبال عموم قرار گرفته بود و در واقع نسل جديدي از بازي ها در اواخر دهه نود عرضه شده بود كه در اين بين بازي پرطرفدار Prince of Persia نيز از اين رويه پيروي كرده بود و نسخه جديد را با محيطي سه بعدي در اختيار علاقه مندان قرار داد. هرچند كه بازي از گرافيك بالا و خوبي بهره مي برد اما اين بار در كنترل مشكلات متعدد و فراواني وجود داشت كه عملا انگيزه و رغبت بازيكنان را براي ادامه از بين مي برد و همه اميدها و انتظارهايي كه از اين بازي مي رفت ، نقش بر آب شد.
.
Prince of Persia: Sands of Time
این بازی اولین نسخه ی سه گانه ی جدید پرنس هست که در سال 2002 عرضه شد
در این بازی تا به حدی که بخواهید ما شاهد نو آوری بودیم و یکی از جالب ترین امکانات بازی برگرداندن-متوقف کردن زمان بود
بله در این بازی می شد که کنترل زمان را در اختیار گرفت
داستان این بازی پیرامون این بود که:
کشور ایران پادشاه قدرتمندی داشت که پایه و ستون کشور خود را بر اساس جادو و ستاره شناسی قرار داده بود
شاهزاده ی ایران پسری مغرور و از خود راضی بود که ما در نقش آن هستیم
به شاه(پدر ما)خبر می رسد که در کشور هندوستان ماهاراجه ای وجود دارد که دارای قدرت عجیبی هست
او شن های زمان را در دست دارد!!!
پدر ما هم که مجذوب آن می شود با لشکر کثیری به هند حمله کرده و توسط خیانت کاری های وزیر هند برای حفظ جانش سبب می شود که ما خنجر جادویی و ساعت شنی را به دست آوریم
پس از این پیروزی جشنی ترتیب داده و دوستان و پادشاهان دیگر را دعوت می کنیم و وزیر که جادوگر نیز هست مارا وسوسه می کند که فقط خنجر زمان که در نزد ما هست می تواند این ساعت شنی غول پیکر را باز کند و قدرت ان را نمایان سازد
در اینجا دختر مهارجه که اسیر شده است تقلا می کند که ما را از این کار باز بدارد اما کار از کار می گزرد و ما شن ها را آزاد می کنیم
این شن ها با پوست هر شخصی تماس پیدا کند او را به هیولایی اهریمنی تبدیل می کند که لشکر کسی می شود که دو نیرو را داشته باشد همان دو نیرویی که سبب می شود همه به هیولا تبدیل شوند جزآن دو نفر
-کسی که خنجر را دارد(خود پرنس)
-کسی که گردن بند جادوئی را دارد(فرح دختر ماهاراجه)
و وزیر هم با خواندن ورد های فراوان خود را ایمن می کند و آن لشکرش را بر زد ما برای به دست آوردن خنجر و گردنبند می فرستد
نه این یک بازی استراتژی نیست یک بازی اکشن ماجراجویی هست!!!
فرح به ما می گوید که این خنجر قدرت بیرون کشیدن شن ها و ذخیره ی آنها در خود را دارد و توسط آن می توان زمان را در اختار گرفت
و در نهایت با سختی های فراوان به ساعت شنی می رسیم که پرنده های اهریمنی وزیر آن را به بالای برجی انتقال داده اند
فرح به ما می گوبد خنجر را وارد قفل ساعت شنی کن تا همه چیز به سر جای اولش برگردد اما ما به او اعتماد نمی کنیم و به علت همین حماقت وزیر از راه می رسد و مجبور به فرار می شویم و چون خنجر یک بار به زمین می افتد ذخیره ی آن خالی می شود و نمی توانیم زمان را به عقب برگردانیم
و بعد از سختی های فراوان فرح به ما می گوید که وقتی کوچک بوده مادرش به او گفته است که وقتی در مشکل بزرگی گیر کردی بگو کاکولوکیا تا آن مشکل رفع شود و همین نیرو سبب می شود که ما به مکانی جدید راه پیدا کنیم راه دیگری برای رسیدن به ساعت شنی, یک میان بر اما داستان به همین سادگی ها هم تمام نمی شود زیرا در راه فرح جان خود را از دست می دهد و برای حفظ خنجر خود را فدا می کند
ما که کمی به فرح انس گرفته بودیم و بسیار عصبانی بودیم عزم خود را جزم کرده و به هر قیمتی شده به اتاق ساعت شنی میرویم و خنجر را در قفل آن فرو می کنیم و همه چیز را باز می گردانیم تا چند ساعت قبل از جنگ(همان جایی که بازی شروع شد)با سرعت تمام به سوی هندوستان رفته و با فرح شروع به صحبت می کنیم اما او دیگر ما را نمی شناسد
تمام جریانات و نقشه ی وزیر را برای او بازگو می کنیم و او کم کم باور می کند و همین هنگام که نزدیک جنگ هست وزیر وقتی کلمه ی خنجر را می شنود و می فهمد در نزد ماست برای به دست آوردن گردنبند و خنجر به اطاق وارد شده تا با لشکر توسط نیروی اهریمنی ای که می خواهد تشکیل دهد با ایران مقاابله کند
ما هم او را نابود ساخته و خنجر را تسلیم فرح کرده و وقتی نام ما را جویا می شود می گوییم کاکولوکیا!!!
داستان اولین قسمت این سه گانه به پایان می رسد
این بازی دارای گرافیکی چشمگیر نو آوری هایی عجیب بوده و داستانی بسیار جالب داشت که هر کسی را مجذوب به پایان رساندن آن می کرد و از بهترین های E3 زمان خودش و همچنین از بهترین بازی های زمان خودش بوده است
گرچه این بازی هنوز هم با گزشت 3 سال در سبک خودش چیزی از بازی های دیگر کم نمی آورد و اگر نسخه ی بعدیش نیامده بود بعید نبود که هنوز از بهترین ها باشد!!!
Prince of Persia: Warrior Within
همان طور که از اسم این بازی حدس می زنید این بازی از خیلی لحاظ با نسخه ی قبل تفاوت دارد
پرنس ما با تجربه تر و عصبانی تر و جنگجو تر و البته خیلی قوی تر شده است
در ابتدای بازی فلش بک هست که در داستان به آن می پردازیم
داستان این بازی از این قرار بود:
هفت سال از لحظه ی خدا حافظی ما با فرح می گزرد
معلوم نیست که آیا جلوی جنگ به هندوستان را گرفته ایم یا خیر زیرا داستان آنقدر حساب شده و مرموز هست که نیازی به این جزئیات ندارد و در نسخه ی بعدی به این موضوع پرداخته شده است!!!
در این هفت سال پدر ما جان خود را از دست داده و ما شاه شده ایم
اما مرتب کابوس هایی میبینیم اما نه کامل
تا اینکه یک شب خواب می بینیم که داریم فرار می کنیم و یک موجود عظیم الجثه به دنبال ما هست و در آخر هم به بنبست می رسیم و آماده ی جنگ می شویم و موجود به ما حمله می کند
به حضور معتبر ترین پیشگو می رویم که پیر مردی است که با کور کردن چشمان خود چشم درونش را باز کرده و برای ما تعبیر می کند که
"تو در چند سال پیش ساعت شنی ای را باز کرده ای که در بر دارنده ی شن های زمان بوده است
و این شن ها متعلق به جزیره زمان(The Island of Time) هست
و هر کس که این شن ها را آزاد کند در سرنوشت او که در همان جزیره رقم می خورد مرگ نوشته می شود و آن موجود هم داهاکا(Dahaka) می باشد نگهبان شن های زمان که در دنبال گرقتن جان توست!
پرنس می گوید که زمان را باز گردانده است دیگر که اتفاقی نیافتاده است اما پیر مرد می گوید در یک بعد زمانی شن ها آزاد شده اند و تو سرنوشتی جز مرگ نداری و پرنس هم می گوییم به آن جزیره می رود و کاری می کند که شنی ساخته نشود و وقتی که شنی نباشد در نتیجه بی گناه شناخته می شویم
اما پیر مرد با نگاه اندوهگین خود به ما می گوید سرنوشت ما مرگ هست و با مرگ ما فقط آن بعد زمانی از بین می رود زیرا فقط ما در آن زمان بودیم و هیچکس نمی تواند سرنوشتش را عوض کند
پرنس بعد از حدود یک سال تحقیق و پرسش جای تغریبی جزیره را يافته و با ناامیدی و سپاه اندکی به سوی آن جزیره حرکت می کند
در راه کشتی ما مورد حمله ی موجوداتی عجیب با ماسک های اسکلت مانند که سرپرستی آن ها را زنی به نام شیدی(Shadee) بر عهده دارد قرار می گیریم و پس از جنگ با شیدی شکست می خوریم و به درون آب پرتاب می شویم
آب ما را به جزیره ی زمان می برد و در آنجا شیدی را می بینیم که با وارد شدن به دروازه ای شنی غیب می شود ما هم که می خواستیم از پشت به او حمله کنیم وارد دروازه شده و به زمان گزشته انتقال می یابیم
پس از کمی گشت و گزار وارد قلعه ای در آنجا می شویم که پر از همان موجودات عجیب اهریمنی هست و پس از از بین بردن آنها و رسیدن به حال بزرگ قعله می بینیم شیدی با یک زن در حال جنگ هست و دارد او را می کشد و پیش خوی می گوییم دشمن شیدی دوست ماست و با شیدی درگیر شده و او را می کشیم
اما در لحظه ی قبل از مرگش می گويد:
"احمق تو نمی توانی سرنوشتت رو عوض کنی"
از کایلینا (Kaileena) همان زنی که نجات دادیم می خواهیم که ما را در نزد امپراطور زمان ببرد اما او خود داری می کند و پس از اصرار کردن ما می گوید او در حال ساخت شن هست و هر کس را که ببیند می کشد اما پس از اصرار های دوباره ی ما می گوید که باید دو مکانیسم اجرا شوند تا بتوان وارد اتاق او شد و ما هم شروع به فعال سازی دو مکانیسم می کنیم که موجودات اهریمنی از آن ها حفاظت می کنند و با مشقت و سختی فراوان موفق می شویم و در راه چند بار با یک فرد عجیب با ماسک عجیب تر و داهاکا مواجه می شویم و از دست او فرار می کنیم و بالاخره دو مکانیسم را فعال کرده و در راه بازگشت دوباره آن مرد عجیب با ماسک را می بینیم که به سراغ ما آمده می پرسیم با من چی کار داری تو کی هستی اما همان لحظه داهاکا آمده و هر دو فرار کرده و داهاکا گیج شده و آن یکی مرد را گرفته و می رود
وارد اتاق امپراتور می شویم(قفل در را باز می کنیم) و در آنجا کایلینا را می بینیم
از او می پرسیم امپراطور کجاس اما او بدون جواب در را می بندد و در جواب تعجب ما از روی تخت سلطنت خود شمشیر هایش را به سوی ما می گیرد و ما را دعوت به جنگ می کند و می گوید من امپراطورم و فقط يکی از ما می تواند امروز سرنوشت خود را نجات دهد زیرا سرنوشت من هم مرگ هست اما به دست تو!!!
می گوید فکر کردی کی داهاکا رو فرستاد فکر کردی کی شیدی رو فرستاد اون من بودم و خلاصه بعد از اطلاع از این همه خیانت کاری های او با او جنگیده و او را می کشیم
شاد و مسرور از قلعه خارج می شویم به این امید که همه چیز تمام شد(من هم اول این فکر را کردم) اما می بینیم داهاکا در دنبال ما هست!!!
اما این بار در هر دو زمان و با شدت بیشتر سعی در کشتن ما دارد
و ما در می یابیم که آب داهاکا را ذوب کرده و مانع عبور او می شود
پس از تعقیب و گریز های متفاوت به طور اتفاقی وارد اتاق سرنوشت ها و رویداد ها می شویم و در آنجا از روي نوشته های روی دیوار می فهمیم که ماهاراجه وقتی ساعت شنی را دزدید داهاکا در دنبال او افتاد و او ماسکی را به دست آورد که توسط آن دوباره به زمان گزشته برگشت اما با ظاهری متفاوت و خود را در زمان دیگر کشت و سپس ماهاراجه ی دزد را نا بود کرد و داهاکا دست از سر او برداشت و در آ خر هم می خوانیم که پرنس شن های زمان را ساخته است و سرنوشت او هم مرگ هست!!!
یعنی حال شن ها به دست ما ساخته شده و به همین علت باید بمیریم!!!
فکر می کنیم که اگر ما آن ماسک را به چنگ آوریم و به زمان گزشته برویم و خود را در گزشته نابود کنیم دیگر ماسک برداشته شده و می توانیم به سرزمین خود برگردیم
از روی نقشه ای که پیدا می کنیم در ابتدای بازی حدود محل ماسک را حدس زده و آن را پیدا می کنیم و پس از زدن آن به همان مرد با ماسک و ظاهر عجیب غریب تبدیل می شویم و می فهمیم آن خود ما بودیم که می خواستیم بعد دیگر خود را بکشیم و در نتیجه هم اشتباهی داهاکا ما را با خود می برد پس باید بیشتر تلاش کنیم و به سبب نفرین روی ماسک مدام در حال ضعیف شدن هستیم
تمامی مراحل را از یک سمت دیگر و با یک شخصیت دیگر و از راه های دیگر می رویم و در بین راه شیدی و کایلینا را می بینیم که شروع به مجادله کردند شیدی می گوید:
"اون الان زندست آب اوردتش اینجا و کایلینا هم می گوید باید نابودش کنی اون در آینده من رو می کشه و شیدی می گوید اون خیلی قوی هست و گناه داره آخه از چیزی خبر نداره و جنگ شروع می شود و خود را می بینیم که آمده و شیدی را می کشیم اما از بس تعجب کرده بودیم و از یک سو هم فکر می کردیم بهتر هست در آخر او را به چنگ داهاکا بیاندازیم به جای خودمان وارد صحنه نشده و می گزاریم روال داستان پیش برود و در مکانیسم ها هم چند بار جان او را نجات داده و کمکش می کنیم تا لحظه ی موعود می رسد و با تمام توان فرار کرده تا داهاکا ما را نگیرد و این بار آن پرنس را بگیرد و این اتفاق هم می افتد و ماسک جدا شده و ما پرنس می شویم اما یک پرنس سفر کرده در زمان و یک پرنس هم می میرد همان پرنسی که در سرنوشت نوشته شده بود!!!(تو نمی تونی سرنوشتت رو عوض کنی تو باید بمیری هیچ کس نمی تونه!!!)
حال که از همه چیز خبر داریم یک راست وارد اتاق امپراتور شده و شمشیر آب را پیدا کرده(البته این بازی دو پایان دارد که در قسمت بعدی در این مورد کاملا توضیح می دهم)
حال دو راه حل دارید:
1.شمشیر را بر نداشته و ادامه داده:
وارد اتاق می شویم بالافاصله شمشیر های کایلینا را به فاصله ی دوری پرتاب کرده و از او خواهش می کنیم که با ما با بیبیلون بیاید سرزمین ما و قول می دهیم او را نکشیم اما او به ما اعتماد نکرده و ما او را به نزدیکی دروازه کشانده و در آن می اندازیم و به زمان حال می آوریم اما او باز شروع به جنگ کردی و با سختی بسیار و علی رغم میل خود او را کشته و می بینیم که داهاکا آمده جسد او را برداشته و می رود زیرا دیگر شنی وجود ندارد که ما مقصر باشیم ما هم به سوی شهر خود در حرکتیم که آنجا را در آتش می بینیم
2.شمشیر آب را برداشته و همان گونه با فریب هر دو وارد زمان حال می شویم اما این بار قبل از جنگ داهاکا ما آید و ما تصمیمی را می گیریم که بهترین کار هست
جنگ با داهاکا و نابودی او!!!!
با شمشیر آب خود او را نابود کرده و با کایلینا به سمت بیبیلون مي رویم و در راه می گوئیم که عاشق او شده ایم و وقتی به نزدیکی شهر می رسیم شهر را در آتش دیده و می بینیم که فرح هم اسیر گرفته شده است و فردی تاج پادشاهی ما را بر می دارد و می گوید هر آنچه تو داری منم دارم پس هر انچه که تو خواهی داشت منم خواهم داشت!!!
آن فرد کیست و چرا شهر در آتش هست و خیلی سوال های دیگر در نسخه ی بعد جواب خواهد داده شد!!!
مقایسه ی دو بازی :
در واقع با اینکه دو بازی در یک سبک و ادامه ی یکدیگرند نمی توان آنها را با هم مقایسه کرد!!!
زیرا هر کدام چیز هایی دارد که دیگری را کامل می کند
Sands of Time یک بازی ای بود با 80 % معما و20 % خشونت
و Warrior Within با 80 % خشونت و 20% معما
در هر دو داستان های قوی ای را شاهد بودیم که به مراتب داستان شماره ی 2 جذاب تر بود
هر دو بازی زیبایی بودند و نمی توان گفت کدام قشنگ تر هست
هر کدام را يک سبک بازيکنان بیشتر می پسندد برای مثال من نسخه ی دومی از این سه گانه را خیلی بیشتر دوست داشتم
اما اگر بخواهید از نظر فروش مقایسه کنید اولین نسخه محبوبیت بیشتر و دومین نسخه فروش بهتری داشت!!!
اگر از نظر موسیقی برسی کنم می توانید تا حدودی به منظور من پی ببرید
اولین نسخه بیشتر به ایرانی بودن و موسیقی های ایرانی( و آمیخته به عربی ) توجه داشت اما نسخه ی بعدی به موسیقی های راک و متال!!!
و عده ای به همین نسبت شکایت کردند که چرا موسیقی غربی روی بازی گزاشته شده است و من هم دقیقا جواب خود کمپانی یوبی سافت(UBI Soft) را می گويم:
نسخه ی دوم این سه گانه سبک خشنی داشت و بیشتر به جنگ پرداخته شده بود و بیشتر تلاش ما هم در ارائه دادن حس اتتقام به شما بود
یک حس نارو خوردن
حسی که قرار است تا آخرین خون بجنگید که بیگناه نمی رید!!!
یک حس قرمز رنگ خون!!!
و در واقع که در اون مکان(در جزیره ی زمان) گروه موسیقی ای قرار ندارند که بخواهند برای شما کنسرت بدهند و مانند این هست که دارید یک کتاب را می خوانید و در کنار آن هم ضبت صوت خود را روشن گرده اید و دارید موسیقی متال گوش می دهید!!!
اما با همه ی این ها باز هم در نسخه ی آخر این سه گانه شاهد موسیقی ایرانی خواهیم بود اما باز هم آمیخته به سبک های دلهره آور!!!
Prince of Persia: The Two Thrones
این نسخه ی سوم و آخر این سگانه ی پرنس می باشد نسخه ای که می خواهیم آن را نقد کنیم
پرنس با کایلینا وارد بیبیلون می شود و آنجا را در آتش می بیند به کشتی او حمله شده و آب او را به بیبیلون می رساند
کایلینا را پیدا می کنید و او می گوید باید خود را بکشد تا شن های زمان دوباره فعال شده و جان پرنس را نجات دهد و با قربانی کردن خود شن ها را فعال می سازد
در آنجا دست گیر شده و پیر مرد پیشگو تمام افرادی را که هنوز زنده هستند و به دیو های اهریمنی تبدیل نشده اند را برای آزادی شما ترغیب می کند که با حمله به محل زندانی شدن شما,شما را آزاد سازند و این اتفاق می افتد و شما و فرح آزاد می شوید و با کمک مردم به جنگ موجودات اهریمری ای که شهر را تصرف کرده اند می روید ...
از داستان بازی فقط این هارو دقیقا می دونیم و بقیه ی چیز ها حدس و گمان هستند
در نمایشگاه E3 2005 در مورد این نسخه ی پرنس یک سری چیز ها گفته شد:
"این بازی که نسخه ی آخر از سگانه ی شن های زمان می باشد که ما (تیم یوبی سافت)در واقع دو نسخه ی قبل رو میکس کردیم با کلی امکانات جدید و زیبای دیگر!!!
در این بازی ما یک فرد دیگر را داریم به نام دارک پرنس که یک حالت دیگر پرنس هست که به شن های زمان آلوده شده است و در واقع ما این نسخه رو برای طرفداران دو نسخه و همچنین با امکانات جدید برای طرفداران جدید خلق کرده ایم
در بازی یک سری سیستم ایجاد شده که مهمترین آنها سیستم کشنده ی سریع (Speed Kill) می باشد
این سیستم بازی را کمی با سبک مخفی کاری آمیخته کرده است زیرا برای مثال به کمک این سیستم می توانید از روی دیوار دویده و خنجر خود را از حال قلاف بیرون بیاورید و با یک پش بلند دشمنان را غافلگیر کنید و با چند حرکت سریع نابودشان سازيد
که سیستم گشنده ی سریع حالت های کمبو هم می پزیرد که ابتدا از بالا سر بخورید سپس یک دشمن را با یک حرکت سری اسلوموشن (Slow Motion) شده از پای در آورید و سپس به سوی نفر بعدی پریده و با سلاح خود به طور خیلی سریع او را از میان ببرید
در این نسخه شما شاهر کمبو های دو نسخه ی قبل هم هستید و همچنین یکی از قسمت های هیجانی ای که نمی خواهم اطلاعات زیادی از آن به شما بگویم که برای شما سورپریز باقی بماند قسمت ارابه رانی هست که در آن به کمک ارابه سواری باید از یک نقطه به نقطه ی دیگر بروید و در راه هم از میان بر ها و حمله با دشمنان پیاده و دشمنان سواره در ارابه های دیگه هم برخوردار هستديددر مجموع باید بگویم این نسخه هر آنچه از پرنس انتظار دارید در آن هست (و به قول خودشون) This is the final BANG of this trilogy"
خوب اطلاعات جالبی بود اما اطلاعات بیشتری هم به مرور در سایت های مختلف توسط خود شرکت گزاشته شد
از جمله چگونگی تبدیل شدن پرنس به نیمه ی تاریکی آن که با فرو کردن خنجر در بدن خودش امکام پذیر هست و من فکر کنم به این طریق شن های زمان رو به خودش تزریق می کنه و همان طور که در اولین نسخه ی این سگانه شاهد بودیم که هر کس با تماس این شن ها چه می شود می توانید حدس بزنید دارک پرنس چیست!!!
البته او کینه ای خشن و بی رحم هست اما قدرت فکر کردن درست ندارد و مشکل بعدی کسی او را نمی شناسد!!!
و هر دو نیمه ی پرنس برای از بین بردن شخصی که تاج را بر سر نهاده است به کمک هم نیاز دارند
یک چیز عجیب دیگر دست راست پرنس هست که چه در حالت پرنس و چه در حالت دیگر تیغک هایی از آن خارج شده گویی زنجیری در آن فرو رفته!!!
بله یک لحظه در یک تریلر می بینیم که یک زنجیر به دور دستش افتاد و شروع به فرو رفتن در بدن او کرد
و نیمه ی دیگر او هم از همین جا شروع یه تعویض می شود
البته در اکثر جا ها هم می بینیم که پرنس بدون خواسته تیدیل می شود و همه را دور می کند از خودش چون به بک موجود خطرناک تبدیل می شود
سلاح نیمه ی دیگر پرنس یک زنجیر هست که از به هم پیوستن تیغه های برنده تشکیل شده و با آن هم عملیات مخفی کاری(سیستم کشنده ی سریع) و هم جنگ به قول معروف چشم در چشم می توان انجام داد!!!
در این بازی یکی از حرکت های جالب آن هست که با دارک پرنس زنجیر را به دور میله ای گره زده و شروع به چرخش می کنیم و هر آنچه در می آن ما و میله باشد را نابود می سازیم
در بازی ما داستان را نیز از زبان کابلبنا می شنویم
در کل ما فقط شمه ای از داستان می دانیم و باید شاهد یک شاهکار داستانی دیگر از این بازی باشیم
دشمنان بازی:
دشمنان این بازی از تنوع زیادی بر خوردارند از تیر انداز با تیر و کمان گرفته تا یک غول بزرگ که دست کم 10 برابر ما هست و چیزی جز مرگ نمی داند!!!
موتور گرافیکی و نور پردازی:
بازی از همان موتور قبلی قیلی با تغییراتی جزئی طراحی شده است اما در سیستم نور پردازی خیلی تغییرات جالب و زیبایی انجام شده
ولی مهمترین بخش از گرافیک که شاید همیشه سری شاهزاده ایرانی موفقیت خود را مدیون آن بوده همان تکنولوژی Pixel Shader و Vertex Shader باشد در واقع شاهزاده ایرانی یکی از اولین بازیهایی بود که از این استاندارد برای خلق تصاویر گرافیکی بدیع و خارق العاده استفاده می کرده و شاید به همین دلیل بود که یازیهای مانند Knights Of The Temple Conan علیرغم گراقیک بسیارخوب نتوانستند به نسخه اول شا هزاده رقابت تنگا تنگ و شانه به شانه ای داشته باشند در ابتدا همه این تکنولوژی را تنها مناسب بازیهای در اینگونه سبکهامی دانستند ولی اکنون شاهد هستیم که بازیهای اکشن اول شخص از قبیل Medal Of Honor:Pacific Assault و Project Snowblind و The Chronicle Of Riddick و Deus Ex:Invisible War و غیره نیز از این استاندارد استفاده می کنند.
طراحی شخصیت ها:
در طراحی شخصیت ها تغیراتی انجام شده که مهمترین چیز همان دست راست پرنس هست که تا بازی نکنیم جریان آن را نمی فهمیم!!!
اما در ظاهر پرنس هم تغییراتی انجام شده که او را بیشتر شبیه ایرانی ها کند اما هنوز ادامه ی نسخه ی قبل باشد!!!
در لباس او به کل تغییر داده شده و دو لباس یکی سفید و دیگری همان اما بدون بلوز می باشد
در طراحی کالینا هم تغییراتی انجام شده از جمله لاغر تر شده و گویی خالکوبی هایی اصافه شده
طراحی فرح هم به کلی تغییر کرده و خیلی بزرگ تر , پخته هر و خشن تر شده است و در هندی بودن او هم سعی کردند زیرا ما از 7 سال پیش اورا ندیدین اما حد اکثر دو روز بعد پرنس و کایلینا رو می بینیم!!!
دارک پرنس هم با مو های موج خورنده و عمودی در هوا , پوستی سیاه , نقش های جالبی که در دست راست پرنس هم هست در کل بدن و شاخک هایی در سر کتف هایش ,چشم هایی بدون مردمک و لبخندی انتقام جویانه شاهد هستیم
اشتباه های یوبی سافت
اما یوبی سافت در ساخت سری پرنس خیلی اشتباه هایی هم کرده است و آن هم عجله و از این شاخه به شاخه ی دیگر پریدن هست که خوشبختانه با شانس زیادی که داشته است تا به حال به سودش شده است اما ممکن نیست همیشه این جور باشد
برای مثل در هنگام ساخت Prince of Persia: Sands of Time در تریلر E3 این بازی چیز های عجیبی شاهد بودیم که در عکس های زیر می بینید:
همچنین برای مثال برای کشتن پرنده ها هم باید خنجر را در آنها فرو کرده و مقصر اصلی نیز وزیر نبوده و موجودی دیگر بوده!!!
در پرنس 2 هم در نریلر های اولیه اش جنگ هایش خیلی مضحک و بدون موسیقی بوده و در مورد داستان چیز های دیگری گفته شده که بعدا تغییر نظر داده شده!!!
اگر برای E3 یک سری تریلر خیلی زیبا و هم چنین گیم پلی های عالی بسازند حتما در فروش و محبوبیت تاثیر به سزایی دارد زیدا هرکس از هر سبکی بازی آن ها را می بیند و شاید مجذوب شود و دوستانش را هم مجذوب کند مانند God Of War که گیم پلی اولیش به جدیدترین قبل از انتشارش زیاد تفاوتی نداشنتد و هردو زیبا بودند
برای مثال در پرنس 3 ابتدا دارک پرنس فردی با موی سفید و یک جلیقه و با رفتم در آتش به وجود می آمد(یک نکته ی مهم که در آن زمان هم از دست راست شروع به تبدیل می شد و دست راستش همان گونه با تیغ ها مانده است!!!) و یک افکت اعصاب خورد کن هم داشت پرنس هم همان لباس های اولیه را داشت اما حال خیلی عوض شده است
اگر در آن زمان دارک پرنس را مرموز نگه می داشتند و روی لباس پرنس دقت می کردند شاید بهتر بود یا حد اقل مثل آخر شماره ی قبلی 1 لحظه نمایش می دادند
ابتدا برای پرنس ته ریش و چشم قهوه ای گزاشتند اما استقبالی نشد و حال دوباره بدون ریش و چشم آبی شده است!!!
و یک چیز جالب در IGN نوشته بود که وقتی در کنار هم جمع بودند یکیشون می گه خوب دارک پرنس رو چه کنیم(که منظورش کسی که تاج رو برداشت بوده) و یکیشون می گه دارک پرنس همون پرنس هست و چطوره بتونن با اون بازی کنند؟ یکی می گه مگه می شه یکی می گه چوب وقتی می سوزه سیاه می شه, تاریک می شه پرنس هم در آتش دارک می شه و یکی دیگه هم عکس دانته در مجلش بوده و از روی اون دارک پرنس رو طراحی می کنند اما حال خوشبختانه تغییر نظر دادند و دارک پرنس امروزی که با شن آلوده شده رو طراحی کردند
یا همین دو پایانی پایان اصلی رو به صورت مخفی گزاشتند نمی گم بد هست اما تو اولی هم اگه نشون می داد کایلینا در وسط جنگ هنوز نمرده و داهاکا اون رو میگیره و شما داهاکا رو می کشید(که می شد 1 مرحله باشد)و باز هم با کایلینا بر می گشتید و حالت دوم فقط بیشتر نشون می داد این موضوع رو خیلی بهتر بود و این نشون می ده اون موقع هنوز چیزی از داستان نسخه ی بعد در ذهن نداشتند و می خواستند ببینند مردم از کایلینا خوششون می آد یا بدشون می آد!!!!
نتیجه گیری کلی:
Prince of Persia: The Two Thrones دقیقا همون چیز هایی رو داره که فکرش رو می کنید و خیلی چیز ها داره که حتی فکرش هم نمی کنید با یک داستان قوی
همانطور که شما قوی تر شده و دارای نیمه ی دیگر می باشید دشمنانتان هم خیلی قوی تر شدند پس فکر نکنید یک بازی ساده تر در پیش رو دارید چون خیلی هم بیشتر شده اند
از الان این بازی در IGN 9.2 گرفته که این خودش خیلی هست و معمولا بعد از انتشار هم این امتیاز کمی بیشتر می شود
نسخه ی اول نو آوری داشت و باعث شد خاطره ی آن را هرگز فراموش نکنیم نسخه ی بعد باید امتیاز کمتری می گزفت و هیچ جای تعجب ندارد چون همه انتظار داشتند به همان اندازه ی نسخه ی اول نو آوری داشته باشد و همه هم اول پایان اول را دیدند و خیلی بعد از رای گیری پایان دوم را بازی کردند و همچنین اگر شما تجربه ی یک چیز خوب را داشته باشید برای بار دوم که به آن می رسید کمی تو حالتان زده می شود(ضد حال)
اما نسخه ی آخر معقوله ای جدا دارد زیرا آخرین این سگانه هست و خواه نا خواه ابتدا از آن بد گفته می شود و سپس خوب و سپس یک افسانه می شود و فروشش خیلی خیلی باید بالا باشد چون همه به آن جذب می شوند
اما در کل به یاد داشته باشید
One Warrior but Two Thrones its Prince of Persia: The Two Thrones
The Final BANG of this Trilogy
و یک خبر خوش هم اینکه مطمئنا این نسخه ی پایان این سگانه هست و تا دو , سه سال دیگه شاهد پرنس با ظاهری جدید ,نو آوری ای جدید و یک بازی افسانه ای دیگر باشید چون خودشون گفتند تیم ما فعلا خیلی خسته شده اما خستگی انها حد اکثر تا دو , سه سال بر طرف می شود
:: تحلیل
نام بازی:Generals Zero hour

سبک:Strategy
این بازی یک بازی Strategy عالی است که بیان گر جنگ های امروزی میان کشور هاست.در بازی چیز هایی وجود دارد که به درد می خورد(در نقشه ها)
چاه نفت:که برای پول سازی خوب است و با تصرف ان هر چند ثانیه 220 دلار می گیرید.
نیروی کمکی:ساختمانی که به وسیله آن می توانید هر 2 دقیقه نیروی کمکی از آسمان در یافت کنید.
ارزان کننده:باعث ارزان تر شدن قیمت ها می شود.(تانک ها و...)
ساختمان:برای دفاع
برج:برای مستقر شدن و دفاع کردن
ماشین:برای سوار شدن و منفجر کردن
موتور:البته این یکی را نیرو های Gla هم دارند ولی شاید در مراحل به طور طبیعی در نقشه هم بود.می توانید با آن از کوه ها هم بالا روید.
سه قدرت اصلی در این بازی:
GLA:
که مخفف Global liberation army است.این نیرو ها مربوط به کشور های خاورمیانه و اطراف آن است.برخی نکات و امکانات مهم در مورد این نیرو:
Tunnel network:که با ساخت آن سرباز یا نیروی تانک و ... را میتوان در تونل دیگر برد(حمل و نقل از راه زی زمین)
Jarmen kell:تک تیر انداز ماهر که می توان راننده ماشین را هم بزند.همچنین وی نامرئی است(استتار)
Scorpion:تانک خرچنگ.می تواند شیپرفت موشک را هم روی خود دارا بشاد.
Scud luncher:تک موشک انداز از فاصله دور.
Scud storm:بمب موشکی مخصوص گروه Gla.
Terrorist:افرادی که به خود بمب بسته اند و آماده اند تا به زیر تانکهای دشمن رفته ویا هر چیز آن را نابود کنند.
Toxin Tractor:ماشین حمل مواد شیمیایی که بیشتر برای کشتن سربازان کاربرد دارد.
از حمله امکاناتی که باید با داشتن درجه گرفتRank (برای گرفتن Rank باید دشمن بکشید)
تونل زیر زمینی برای حمله از پشت به دشمن از طریق زیر زمین و سرباز نامرئی(در همه جا ظاهر می شود)موشک انداز و هواپیمای شیمیایی و...
سه جنرال در آن فرماندهی اصلی را بر عهده دارند:
Gla:نیرو یی که مخلوط سه فرمانده دیگر هست و از هر کدام یک قدرت دارداز قدرت این نیرو می توان به Murder tank اشاره کرد می تواند پیشرفت کند و به تانک 3 لول هم تبدیل شود.
General Juhziz(Demolition):یک فرمانده ایارنی متخصیی در امور مواد منفجره.بمب های انفجار او بیشترین اثر را دارد و ترورسیت ها ی وی قدرت خارق العاده ای دارند.موشک های وی قوی تر و انفجاری تر است.سرباز تک تیر انداز قابلیت تیر اندازی هم دارد.
Dr.Thrax(Toxin):فرمانده عرب که دکترای شیمی دارد و در مواد شیمیایی استعداد مخصوصی دارد.دفاعی های او شیمیایی است و تقریبا همه چیز را به مواد شیمیایی مرتبط ساخته حتی بمب های اتمی خود را.یک پیشرفت جدید هم برای ماود شیمیایی دارند که Anthrax gamma است و مواد شیمیایی را خیلی قوی می کند.
Prince Kassad(camoulflage):شاهزاده مصری که استاد در مخفی کاری و استتار است و می تواند خود و نیرو هایش را استتار کند.از امکانات وی داشتن دزد است که می توانید به راحتی به همه چیز دشمن دستبرد بزنید.
نیروهای چینی که در شرق آسیا مستقر هستند.بمب های اتمی این نیرو ها و نیروگاه هایشان معروف است.
نیروی هایی که می توان با درجه گرفتن داشت(Ranks)
مثل ECM(بیکار کننده) و سرباز چتر باز و هواپیمای بمب انداز و Artillery range(رگبار)و...
از جمله امکانات مهم:
Nuclear bomb:بمب هسته ای قوی
Gattlin cannon:دفاعی رگباری که بیشتر برای نابود کردن سرباز مناسب است.
Bunker:سنگر که در آن می توان سربازان را جمع کرد تا از مقر مورد نظر دفاع کنند.(ظرفیت 5 سرباز)
Black lotus:یک هکر خوب که می تواند تانک ها ی دشمن را از کار اندازد و از دشمن پول دزدد و ساختمان های دشمن را برای خود کند.
Overlord:تانک بسیار قوی چینی ها که می تواند تیر انداز رگباری و رادار و سنگر باشد.
Dragon tank:تانکی که منبع آتش است و برای سوزاندن سرباز دشمن خوب است.
ساختمان های مین گذاری شده:ساختمان های این نیرو ها می توانند مین گذاری هم شوند.(اطرافش)
Ecm tank:تانک بیکار کننده نیرو ها.
Angry mob:سربازان خشمگین
سه قرمانده اصلی:
General tao(Nuke):متخصص در بمب های اتمی که حتی هواپیماهای میگ خود را بابمب هسته ای مجهز می کند.تانک های او نیز این قدرت را دارند و با آن دشمن هم نابود می کنند.راکتور های این فرمانده خیلی قوی تر از دیگران است و از قدرت هسته ای برخوردار است.
Generals Fai(Infantry):در امور نظامی با سربازان استاد است.سرباز های مجهر به M4 او قدرتش را 2 برابر کرده است.همچنین سربازان و افراد ارزان تر و هواپیما های یورشی از جمله امتیازا این فرمانده است.هکر های کامپیوتری او با هکر مخصوص دیگر نیروه Black lotus برابری دارد و او بجای هکر مخصوص یک هکر حرفه ای قوی تر از همه داردSuper lotus که در ظرف مدت چند ثانیه دشمن را هک می کند.سنگر های این نیرو قدرت و طرفیت بیشتر دارد(10 ظرفیت سرباز)
General Qui(Tank):او در ساخت و جنگ با تانک با ساتعداد است و تانک امپراتور او قوی ترین است.نیرو های او گران است اما در عوض تانک های ارزان تر و بهتر و کامل تر را در اختیار شما قرار می دهد که به راحتی با همان ها جنگ را می برید.
نیرو های امریکایی که امتیازشان تکنیک برتر است.
امکانات مهم
دفاعی موشک انداز
بمب لیزریParticle uplink cannon:یک لیزر که نابود کننده است.
Colonel borton:یک کلنل خوب و قوی با قابلیت بمب گذاری و شلیک به دشمن با رگبار.او از کوه هم بالا می رود.
تانک Tomahaawk:با موشک های تعقیب کننده.
تانک Crusader:که تانک خوبی است وبرای نابودی تانک های سنگین به کار میرود.
Microwave:برای بیکار کردن ساختمان ها و دفاعی ها به کار می رود.
هلی کپوترCommache :با سرعت زیاد و 4 موشک.
Flashbang:برای کور کردن موقت سربازان دشمن.
درجه ها(Rank)
بمب هوایی و رادار برای شناسایی دشمن و هواپیماهای A4 برای تیربار و..
سه فرمانده اصلی:
General Granger(Airforce):فرمانده نیرو هوایی که بسیار در هوا خوب مانور می دهد.هواپیما های او قابلیت استتار دارند.از امتیازات او سلطان Raptor هاست(King raptor) همین طور او قدرت خبر کردن هواپیمای Mother of all bombs را دارد.
General Townes(Laser):قدرت لیزر حامی اوست.دفاعی های لیزر به او قدرتی عجیب داده است.تانک های لیزری او که با برق کار می کنند می توانند به راحتی 3 تانک خرچنگ را نابود کنند(خرچنگ بدون موشک)
General Alexander(Super weapons):
فرمانده ای که قدرتش سلاح های هسته ای اوست.لیزر هسته ای او از همه قوی تر است و دوام بیشتری دارد.کلنل بارتن او هم ارزان تر است.نیرو گاه های او هم بسیار قوی هستند و می توانند هر کدام به تنهایی جواب گو یک بمب لیزریParticle cannon باشند.دفاعی این نیرو قوی است و نیرو دشمن را در جا بیکار می کند.
سيستم مورد نياز:
Pentium 3
Ram256
Card Graphic 64 MB
Win98/2000/XP
سلام دوستان. این هم از نقد بازی فوق العاده زیبای ریدیک . امیدوارم مورد رضایت شما واقع بشه. فقط نظر یادتون نره.
مقدمه:
بازی riddick در ماه های آخر سال 2004 عرضه شد. اگر چه اگر این بازی زودتر عرضه شده بود می توانست جوایز بیشتری را به خود اختصاص دهد و حتی بالاتر از دووم 3 و هالف لایف 2
مقام بهترین بازی اکشن اول شخص را از آن خود کند اما با این حال توانست جایزه ی بهترین بازی ساخته شده از روی فیلم را به خود اختصاص دهد. این بازی از روی فیلمی به همین نام ساخته شده است که هنرپیشه ی نقش اول آن)) ون دیزل(( است که در بازی هم riddick را با چهره و صدای خود او می بینیم.
داستان بازی :
داستان بازی از آنجا آغاز می شود که riddick با یک غول برفی مبارزه می کند و موفق می شود اورا شکست دهد سپس صدای نامعلومی با او صحبت میکند و داستان به عقب باز می گردد و بازی آغاز میشود...
دردموی مرحله ی اول بازی riddick در یک سفینه قرار دارد و از او مانند یک جانی خطرناک محافظت می شود و مرحله ی بازی را که حالت آموزشی دارد شما در فکر riddick بازی می کنید.بعد از این مرحله بازی با یک تتراژ زیبا مانند فیلم ها در زندانbutcher bay آغاز می شود .
بازی در کل از سه قسمت کلی و 33 مرحله تشکیل شده است.
در قسمت اول شما در زندان معمولی قرار دارید در این قسمت با کشتن یک زندانی برای زندانی دیگر و انجام کارهایی برای زندانیان ذیگر باید وسایل مورد نیاز را برای فرار تهیه کنید. محیط زندان بسیار عالی شبیه سازی شده است و وسایلی که تهیه می کنید چیز هایی هستند مانند پیچ گوشتی و یا تکه ای شیشه یا فلز که به عنوان وسیله ی دفایی مورد استفاده قرار می گیرند . در ادامه ی فرار riddick از دالان های زیرزمینی عبور میکند که باید با موجوداتی نیز در آنجا مبارزه کند اما زمانی که باتری چراغ قوه ی riddick تمام می شود بازی دلهره آور و ترسناک می شود. پس از اینکه او از دالان ها عبور میکند قدرتی میگیرد که بوسیله ی این قدرت می تواند در تاریکی هم ببیند و این قابلیت کمک بسیاری در تول بازی می باشد . پس از این جریان riddick می خواهد که یکی از افراد مهم زندان را که یکی از سر نگهبان ها است بکشد ولی وقتی اورا زخمی میکند نگهبان ها می رسند و او را دستگیر می کنند و از این جا به بعد قسمت دوم بازی آغاز می شود ...
در این قسمت ریدیک را پس از دستگیری به زندان زیر زمینی می برند در آنجا اگر کوچکترین خطایی انجام دهد تفنگ های روی دیوار او را می کشند بنابر این باید بیشترین احتیاط را به خرج دهد . در این قسمت او باید در مسابقاتی شرکت کند مسابقاتی که یا در آنها کشته می شود ویا حریفانش را می کشد. پس از اینکه او در این مسابقات شرکت می کند راه فرار برایش هموارتر میشود . او در اعماق زمین با موجوداتی مبارزه میکند تا بتواند از آن جا فرار کند اما در آخرین لحظه که او به سفینه ی می رسد نگهبانان دوباره اورا دستگیر می کنند و از اینجا به بعد قسمت نهایی بازی آغاز می شود...
در قسمت نهایی که کوتاهترین قسمت بازی است اورا به بالا ترین قسمت زندان منتقل میکنند جایی که بسیار پیشرفته است و ربات ها از آنجا محافظت میکنند. اما او با دزدیدن یکی از رباتها موفق به فرار می شود اما قبل از فرار با سفینه به محل فرمانده ای رئیس زندان می رود و بعد از آنکه لباس خود را به تن او میکند به کمک یکی از سر نگهبانان از آنجا فرار می کند و نگهبانان رئیس را با riddick استباه گر فته و او را می کشند و riddick موفق به فرار می شود.
اسلحه های بازی:
متاسفانه تعداد کمی اسلحه در باز وجود دارد ولی باز هم نو آوری در این قسمت دیده می شود به طور مثال riddick نمی تواند از سلاح ها است فاده کند و برای انجام این کار ابتدا باید به بانک اطلاعات زندان برود و DNA خود را به بانک اطلاعات زندان وارد کند تا در هنگام استفاده از اسلحه بتواند اورا شناسایی کند.
در کل بازی فقط چهار نوع اسلحه گرم دیده می شود : ,shotgunنوعی مسلسل و کلت که البته شبیه به کلت های امروزی نیست و یک اسلحه کوچک اما کاربردی که به دشمنان شک الکتریکی وارد می کند و آنها را بیهوش میکند.
اما تقریبا اسحه های سرد متنوعی در بازی دیده می شود از جمله ی این سلاح ها می توان به شیشه و باتوم و پیچ گوشتی و... نامبرد.
دشمنان در بازی :
خوشبختانه بر خلاف سلاح ها دشمنان در بازی تنوع زیادی دارند از رو بات ها و مو جودات زیر زمینی گرفته تا کارگرانی که در زندان مشغول به کار هستند دشمنان شمارا تشکیل می دهند . نگهبانان یا بهتره بگیم سربازان در بازی فراتر از یک انسان معمولی هستند و از زره های مجهز استفاده می کنند . ربات هایی که در بازی وجود دارند به راحتی از بین نمی روند یا باید گلوله های زیادی را صرف از بین بردن آنها کنید و یا اینکه به روش خاصی از بین می روند . از دیگر دشمنان در این بازی کارگران هستند که در زندان مشغول به کارند آنها یا بوسیله ی ابزار آلات با شما مبارزه می کنند ویا با دست خالی ولی به راحتی از بین می روند.اما گروه دیگری که بسیار خطرناک هستند موجودات زیر زمینی هستند که در مراحل زیر زمین با آنها مواجه خواهید شد این موجودات شامل انسان نما ها و سوسک ها غول آسا و ... هستند.
گرافیک بازی :
این بازی یکی از گرافیکی ترین بازی هایی بود که در سال 2004 عرضه شد محیط های آن بسیار طبیعی و عالی طراحی شده بودند چهره ی riddick دقیقا مانند چهره ی ((ون دیزل))
طراحی شده است و چهره ی افراد بسیار طبیعی است . بر خلاف بازی های دیگر شما در این بازی چهره های یکسان نمی بینید و همه ی انسان ها چهره ای مخصوص خود دارند .
محیط بازی بسیار وسیع طراحی شده اند و می توان از اکثر وسایل های درون بازی استاده کرد.
هم چنین دموی بازی دارای گرافیک زیبایی است و به صورتی بسیار زیبا و طبیعی طراحی شده اند.
صدا گذاری بازی :
صدا گذاری های درون بازی تقریبا کامل و بدون نقص هستند . صدای riddick صدای خود ((ون دیزل)) هنرپیشه ی این شخصیت است . صدا ها احساسات واقعی را به مخاطب به خوبی منتقل می کنند. صدای سلاح ها در هنام شلیک و خشاب گذاری به خوبی کار شده اند. صدای وسایل و تجهیزات مانند وسایل الکترونیکی و یا خوردن میله های فلزی به یک دیگر صدا های طبیعی دارند. به طور مثال صدای آسانسور دقیقا مانند صدای طبیعی آن است.
دوربین بازی :
یکی دیگر از نقاط قوت بازی دوربین بازی است که در هنگام بازی به صورت اول شخص است ولیدر هنگام بالا رفتن از نردبان ویا آویزان شدن از جایی به صورت سوم شخص در می آید که این امر کمک خیلی خوبی در بازی است.
ویژگی ها و نوآوری ها :
ویژگی ها و نوآوری های بازی بسیار زیاد است و در هر قسمت میتوان این نوآوری هارا دید.
با اجرای بازی و در منوی بازی می توان آثار این نوآوری ها را مشاهده کرد.. منوی بازی بسیار زیبا و متفاوت طراحی شده است . منوی بازی مکعبی فلزی است و با انتخاب های شما می چرخد و حروف و کلمات بر روی آن به صورت برجسته نقش می بندد.این ویژگی منوی بازی را از سایر منوی بازی های دیگر که به صورت کلیشه ای طراحی می شوند متمایز کرده است.
در درون بازی نیز نو آوری های زیادی مشاهده می شود که به اختصار به توضیح تعدادی از آنها می پردازیم:
1- اولین ویژگی بازی میزان جان riddick است که به صورت 6 مربع در گوشه ی بالا سمت راست مشاهده می شود . در صورتی که جان riddick در مبارزات کم شود ولی یک مربع کامل از جانش تمام نشود. پس ازگذشت زمانی دوباره جان او پر می شود ولی اگر جانش کم شود می تواند بوسیله ی دستگاهی جالب دوباره جانش را پر می کند. کار این دستگاه بدین شکل است که دو میله ی فلزی نوک تیز از دستگاه خارج می شود و ماده ی دارویی را به رگ گردن فرد تزریق می کند.
2- ویژ گی دیگر قابلیت استفاده از سلاح است که در آن ابتدا باید riddick DNA خود را طی یک ماموریت وارد بانک اطلاعاتی زندان کند در غیر این صورت اگر بخواهد از سلاح استفاده کند اسلحه به او شک الکتریکی وارد می کند.
نتیجه گیری:
این باز یکی از بهترین عنوان هایی است که در سال 2004 عرضه شد و با نوآوری هایی که در بازی مشاهده می شود . می توانست موفقیت های خیلی بیشتری را کسب کند.
این بازی را به تمام اول شخص باز ها و همه ی دوستاران بازی های کامپیوتری توصیه می
تصاویر بازی :

:: خبر
Commandos strike force
بالاخره بعد از مدتها چهارمين نسخه از سري بازيهاي مشهور و معروف كماندوز منتشر شد . بدون هيچ شكي Eidos توانست خود را از منجلابي كه در آن رها شده بود با اين بازي نجات دهد . اين بازي مطمئنا يكي از موفق ترين تجربه هاي Eidos در طول چند سال اخير بوده است . اين نسخه از بازي با نام انحصاري Strike Force به بازار عرضه شده است . اين نسخه از بازي دچار تغييرات و تحولات بسيار زيادي گشته است . بازي همانند گذشته بر پايه حملات و حركات تاكتيكي و تكنيكي تيمي بنا شده است . اين بار بازي ، مراحل را از ديد اول شخص به تصوير كشده است . البته در طول بازي مي توانيد دوربين را به صورت سوم شخص نيز در آوريد . بازي فوق العاده نيست اما چيزي از يك بازي خوب نيز كم ندارد . بازي جنگ جهاني را به تصوير مي كشد . بازي در كشورهاي نروژ ، سوئيس و فرانشه به وقع مي پيوندد . اين نسخه از بازي تركيبي از سري سبك هاي اكشن ، استراتژيك و مخفي كاري است . مخفي كاري در بازي بسيار بالاتر رفته و بايد سعي كنيد بسياري از ماموريت ها را تال حد ممكن بدون سر و صدا انجام دهيد و به پايان برسانيد . بازي داراي سه سطح مي باشد كه سطح ساده آن بسيار ابتدايي مي باشد و نمي تواند معيار خوبي براي سنجيدن هوش مصنوعي بازي باشد . سطح متوسط بازي مي تواند معيار خوبي براي سنجيدن هوش مصنوعي بازي باشد . هوش مصنوعي بازي چندان جالب نيست و نمي تواند نمره خوبي را بدست آورد . در بسياري از قسمتهاي بازي شاهد هستيم كه جمعي از سربازان از مرگ سرباز كنار خود تعجب چنداني نمي كنند و نسبت به اين مساله كمي بي تفاوت هستند . گرافيك بازي چندان خارق العاده نيست و مشكلات زيادي در گرافيك دمو هاي بازي احساس مي شود . در ساخت و تهيه دمو هاي بازي از چند ضلعي هاي زيادي استفاده نشده است و به همين دليل اشيا و اجزا در بازي با خطوط موربي ديده مي شوند . گرافيك بازي يك امكان جديد با نام نويز دارد . اين امكان تصاوير بازي را كمي قديمي نشان مي دهد و صد البته در سنگين تر كردن گرافيك بازي نيز موثر مي باشد كه مي توانيد اين افكت را فعال و يا غير فعال كنيد . گرافيك بازي از رندر همزمان بهره نمي برد و بازي از پيش رندر شده است . به همين دليل با تغيير افكت هاي بازي كمتر شاهد اضافه شدن جزئيات هستيم . افكت هاي گرافيكي بازي نيز خوب مي باشد اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه افكت هاي بازي چندان وسيع نيستند . به عبارتي در مراحل خاصي شاهد افكت هاي گرافيكي در بازي هستيم . آتش سوزي ها و افكت هاي ناشي از انفجار ها در بازي كمي غير واقعي به نظر مي رسد . شليك ها و افكت هاي ناشي از آن بسيار خوب است . همچنين در طول بازي و در برخي از مراحل شاهد بارش باران هستيم كه اين افكت ها نيز خوب مي باشند . بازي از مراحل طولاني و نسبتا آساني بهره مي برد و كمتر شاهد قسمتهاي فكري در بازي هستيم . قسمتهاي مخفي كاري بازي چندان سخت و دلهره آور نيست و احساس بازيهاي مشهور اين سبك را در گيمر ايجاد نمي كند . بازي بر خلاف عناويني همچون call of duty 2 اكشن هاي زنجيره اي و مداوم ندارد و در بسياري از قسمتهاي بازي شاهد قسمتهاي بدون اكشن هستيم . بازي همانند گذشته بصورت تيمي دنبال مي شود شما در طول بازي كنترل شش نفر از اصلي ترين يارانتان را بر عهده خواهيد داشت . كنترل و گيم پلي بازي بسيار اسان است . با يك كليد مي توانيد بين يارانتان تغيير نفر دهيد و براحتي كنترل يكي ديگر از افرادتان را بر عهده بگيريد . بازي همچنين صحنه هاي مهم را بصورت يك تصوير در تصوير كوچك در كنار صفحه نشان مي دهد . اين صحنه ها شامل سير داستاني بازي ، صحنه هاي مهم حمله ها و هجوم دشمن ها مي باشد . اين قسمت كارايي خوب و مفيدي در بازي دارد و همچنين موجب بالاتر رفتن هيجان بازي مي گردد . البته اين امكان در بسياري از قمستها نيز موجب مي گردد تا حواس شما از بازي اصلي پرت شود . چرخش دوربين بازي و همچنين كنترل وابسته به دوربين در بازي چندان جذاب و روان نيست . دوربين بازي در بسياري از قسمت باگهاي فراواني را مي دهد . نورپردازي در بازي بسيار خوب مي باشد و البته به دليل اينكه از تصاوير پيش ساخته در توليد بازي استفاده شد است ، نورپردازي ها كمتر باعث سنگين شدن بازي مي شود . محيط هاي شب در بازي چندان زيبا به تصوير كشيده نشده است . بازي از هيچ فيلتر خاصي براي به تصوير كشيدن تصاوير استفاده نمي كند . به همين دليل تصاوير بازي چندان زنده به نظر نمي رسند و بازي تا حدودي بي روح است . صداگذاري بازي در بدترين شرايط ممكن قرار دارد و شايد در طول چندين سال اخير بتوان لقب بدترين صداگذاري را به اين بازي داد . صداگذاري در دموها و همچنين براي شخصيت ها بسيار ضعيف مي باشد . صداگذاري بازي در دمو ها آنها را بسيار مرده كرده است . سير و روند بازي تا حدودي جذاب مي باشد و مي تواند شما را با خود همراه كند . بازي داراي سير داستاني جالبي بر اساس مشهورترين داستانهاي جنگ جهاني دوم مي باشد . به طور كلي انجام اين بازي را به شما توصيه مي كنيم . همچنان با بازي كده همراه باشيد .
:: خبر
The GodFather
سرانجام پس از مدتها انتظار بازي پدرخوانده براي PC و PS2 منتشر شد . پدرخوانده يكي از بهترين فيلمهاي زمان خودش است كه Electronic Arts امتياز ساخت بازي اين سه گانه را در حدود ۲ سال پيش خريد . عده زيادي از طرفداران فيلم پدرخوانده از اين اقدام EA بسيار خوشحال شدند و اميدوار بودند كه بتوانند چهره جديدي از پدرخوانده را مشاهده كنند . عده كمي هم مخالف فروش امتياز اين بازي به EA و ساخت بازي آن بودند كه در اين بين فرانسيس فورد كاپولا يعني كارگردان مجموعه پدرخوانده از همه ناراضي تر بود و اقداماتي نيز بر عليه EA انجام داد تا جلوي ساخت بازي را بگيرد اما موفق نشد . قرار بود در ابتدا اين بازي فقط براي PC و PS2 عرضه شود ولي پس از نظرسنجي هاي متعددي كه EA از مردم گرفت سرانجام قرار شد كه اين بازي براي PSP و XBOX نيز عرضه شود . بعد از مدتي وقتي خبر آمدن كنسولهاي نسل بعد در دنياي بازي مطرح شد EA تصميم گرفت تا پدرخوانده را براي XBOX360 نيز عرضه كند . زمان انتشار براي PC و PS2 پاييز ۲۰۰۵ تعيين شده بود اما سازندگان پدرخوانده آن را به تاخير انداختند و سرانجام اين بازي در ۲۱ مارس ۲۰۰۶ همزمان با عيد نوروز ايرانيان عرضه كردند . داستان بازي پدرخوانده بسيار شبيه به فيلم آن است ولي تفاوتهاي اندكي در آن ديده مي شود . شخصيت اول بازي شخصي نيست كه در فيلم حضور داشته باشد و اين به معنايي است كه داستان بازي يك داستان انحصاري از ماريو پوزو (Mario Puzo) و فرانسيس فورد كاپولا (Francis Ford Coppola) كه نويسندگان فيلم پدرخوانده هستند نيست . در واقع بخش بسيار بزرگ داستان به فيلم آن مربوط مي شود . در ابتداي بازي شما مي توانيد مثل بازيهاي EA Sports يك گانگستر مورد علاقه خود را طراحي كنيد و با او به بازي بپردازيد . پس از طراحي شخصيت شما مشاهده مي كنيد كه پدر شخصيت اصلي در يك خيابان توسط گانگسترهاي رقيب كشته مي شود . از اين اتفاق چند سال مي گذرد و سپس شما عروسي دختر دون كورليونه را مشاهده مي كنيد . مادر شخصيت اصلي داستان در حال صحبت با دون كورليونه است و از او خواهش مي كند تا پسرش يعني شخصيت اصلي به عضويت در گروه گانگسترها در آيد . آن طور كه ما از فيلم آموخته ايم هيچ سيسلي نمي تواند هنگام عروسي دخترش خواهش و تقاضايي را رد كند . بدين ترتيب دون كورليونه فردي را به نام لوكا براسي (Luca Brasi) را مي فرستد تا به شما يعني شخصيت اصلي گانگستر شدن را آموزش دهد . در ابتداي بازي شما مي توانيد با رفتن به فروشگهاي مختلف كنترل آنجا و تجارت آنجا را در دست بگيريد . براي اينكار شما بايد وارد يك فروشگاه شويد و معمولا صاحب فروشگاه با زبان خوش راضي نمي شود ! و بايد فروشگاه او را مورد حمله قرار دهيد و با زور كنترل آنجا را در دست بگيريد . اين كار باعث مي شود كه هر هفته مقداري پول از آن فروشگاه به شما برسد . بعضي از فروشگاهها كارهاي غير قانوني انجام مي دهند كه شما با خريدن آنها مي توانيد هر هفته پول بيشتري جمع كنيد . تعداد زيادي فروشگاه در پنج منطقه شهر نيويورك وجود دارند كه شما مي توانيد كنترل آنها را در دست بگيريد . كنترل گرفتن فروشگاهها تنها كاري نيست كه شما در پدرخوانده مي توانيد انجام دهيد . ماموريتهاي داستاني زيادي در بازي وجود دارد كه شما مي توانيد آنها انجام دهيد . تعدادي از ماموريتها به طور مستقيم از فيلم پدرخوانده الهام گرفته شده اند . به عنوان مثال وقتي كه دون كورليونه در خيابان تير مي خورد و به بيمارستان مي رود شما بايد به بيمارستان برويد و در آنجا كارهاي مختلفي انجام دهيد . يا اينكه براي اسب سر بريده به هاليوود برويد . و يا اينكه تفنگي را زير يك ميز در رستوران قرار دهيد تا مايكل كورليونه از آن براي كشتن سالاتزو (Sallazzo) هنگام صرف شام استفاده كند . و مراحل مختلف ديگري كه انجام آنها را به شما واگذار مي كنيم . در واقع Electronic Arts با قرار دادن اين جور ماموريتها خواسته تا لحظات به ياد ماندني فيلم پدرخوانده را بازسازي كند . شهر نيويورك خيلي خوب و به دقت ساخته شده و جزييات آن بسيار خوب رندر مي شوند . شما مي توانيد از جاهاي مختلف شهر كه در فيلم نيز حضور دارند همانند Little Italy و Brooklyn و Midtown و Hell's Kitchen و . . . ديدن كنيد . يكي از نكات مثبت بازي اين است كه شما مي توانيد بدون Load وارد جاهاي مختلفي از بازي بشويد . هتل و گل فروشي و نانوايي از جمله اين قسمتها هستند . شما مي توانيد مثل سري بازيهاي GTA اتومبيل ها را بدزيد و به مردم شليك كنيد و از دست پليس فرار كنيد و . . . . در بازي ميزان اينكه چقدر پليسها مايلند شما را بكشند نمايش داده مي شود . كنترل اتومبيل در بازي راحت است و شما مشكلي با آن نداريد و مي توانيد در ترافيك به راحتي از ميان ساير اتومبيلها از دست پليس فرار كنيد . وقتي كه شما كشته شويد مي توانيد از نزديك ترين بيمارستان بازي را مجدد آغاز كنيد . البته بيمارستان براي درمان شما پول كمي از شما مي گيرد . مراحل بازي مقداري سخت است و شما بايد تنها با گانگسترها و افراد دشمن مبارزه كنيد . براي اينكه زنده بمانيد بايد با فكر يك نقشه بكشيد و هنگامي كه بازي مي كنيد بايد تمام تمركزتان روي بازي باشد . اگر اينطور عمل كنيد هرگز در بازي شكست نمي خوريد . سلاح ها در پدرخوانده ساده ولي كاربردي هستند . طريقه شليك كردن به افراد مورد نظر نيز ساده است و بدين صورت است كه شما با فشار دادن يك دكمه مي توانيد روي شخص مورد نظر هدف بگيريد و سپس با زدن دكمه شليك به آن فرد مورد نظر شليك كنيد . سلاح هاي پرتابي نيز همچون كوكتل مولوتوف و ديناميتهاي گوناگون در بازي وجود دارند و مي توانيد براي كشتن دشمن از راه دور به بهترين نحو از آنها استفاده كنيد . شما در بازي قادر هستيد بدون سلاح نيز با دشمن مبارزه كنيد . شما مي توانيد به دشمن مشت بزنيد و يا اينكه گردن او را بشكنيد . شما مي توانيد پشت وسايل پنهان شويد و سپس بطور مخفيانه از پشت به دشمن حمله كنيد . وقتي شما مرحله اي را به پايان مي رسانيد به درجه Respect يعني احترام شما افزوده مي شود . اين افزايش احترام باعث مي شود كه شما بتوانيد مهارتهاي مختلفي كسب كنيد و از آنها در پيشبرد اهدافتان استفاده كنيد . Bonus هاي زيادي در بازي گنجانده شده كه شما مي توانيد با آزاد كردن آنها از بازي لذت بيشتري ببريد . اين Bonus ها تفنگهاي ارتقاء داده شده و قسمتهايي از فيلم پدرخوانده و . . . را شامل مي شوند . نسخه XBOX اين بازي بهتر از نسخه PS2 آن است و در اين بين نبايد PC را فراموش كرد چرا كه نسخه PC بهترين نسخه عرضه شده است . نسخه PC گيم پدهاي USB را نيز ساپورت مي كند . رندر جزييات نيز در نسخه PC بهتر از ساير نسخه ها مي باشد . نسخه PC رزولوشن بهتري را نسبت به نسخه هاي كنسولي ارايه مي دهد . اما بايد منتظر نسخه XBOX360 بود تا ببينيم آيا كيفيت بهتري نسبت به نسخه PC دارد يا خير . در كل بازي پدرخوانده يك بازي بسيار خوبي است و ارزشش را دارد كه آن را تهيه كنيد و يك بار آن را به پايان برسانيد . مخصوصا اينكه اين بازي ما را به ياد مافيا مي اندازد .
:: خبر
Pro Evolution Soccer 5
همیشه سری Winning Eleven یکی از بهترین و محبوبترین بازی های شبیه سازی شده در دنیای مجازی فوتبال در شرق آسیا محسوب میشد . دقیقاً در نقطه عکس این ماجرا در اروپایی و آمریکا بازی وینینگ الون ازهیچ گونه محبوبیتی برخوردار نبود که علت های گونانگی برای خود داشت ، یکی از آنها وجود بازی FIFA بود که متعصبان اروپایی به هیچ عنوان بازی Wining Eleven را بعنوان یک شبیه ساز فوتبال قبول نداشتند . بر همین اساس Konami سازنده و ناشر این مجموعه بعد از گذشت مدت زمانی متوجه بازارهای اروپایی و آمریکایی شد ، که به این نیت بود تا بازیهایی که در شرق آسیا محبوب بودند را در آن سوی مرزهای کشور خود (ژاپن) ببیند ، به خاطره همین کم کم بازی هایی مانند وینینگ الون را برای بازیکنندگان قاره اروپا و آمریکا در نظر گرفت و به خاطره همین نظر تغییراتی را در بازی وینینگ الون داد که یکی از آنها تغییر نام بازی بود که از Winning Eleven به Pro Evolution Soccer تغییر یافت . بعد از انتشار Winnig Eleven 4 در ژاپن ( این سری همچنان در ژاپن با این نام منتشرمی شود) کونامی بالاخره تصمیم خود راگرفت و باتغییراتی که در WE4 اعمال کرد اولین شماره از بازی Pro Evolution Soccer را در قاره اروپا وآمریکا منتشر ساخت که مورد توجه بسیاری از دوستداران این رشته ورزشی در کشورهای مذکور گشت . تغییراتی را که کونامی در این سری نسبت به سری وینینگ الون داده بود عبارت بود از تغییرکلی منو ها از ژاپنی به انگلیسی و نیز تغییر گزارشگر بازی (همانطوریکه میدانید گزارشکر سری وینینگ الون ژاپنی است) که از مجرب ترین و با استعدادترین گزارشگران انگلیسی زبان استفاده کرده بود .
کونامی بر پایه این سیاست تغییراتی اندک در گرافیک و ترانسفر( نقل و انتقالات بازیکنان) بازی نیز داد تا نسخه کاملتری از PES نسبت به WE4 را در بازار های اروپایی منتشر کند و همچنین موجب ترغیب مشتریان آسیایی برای بازی کردن این نسخه نیز گردد .
حال بعد از گذشت پنج سال نسخه پنجم از این سری موفق منتشر شده است که ما در سایت بازیکده به آنالیز و شرح جزییات آن خواهیم پرداخت . پس اگر مایلید که از جزییات این شماره نسبت به نسخه های قبلی آگاه شوید همچنان به خواندن این نقد و بررسی در سایت بازیکده ادامه دهید .
:: پوستر
:: ترینر
دو ستان عزیز منظور من از شماره زدن این بازی فقط شماره گزاری است این بازی قسمت دوم یا سوم فعلا ندارد
با تشکر ایمان
:: ترینر
:: پوستر
